تبليغاتX
میلاب
دکتر سید محسن فاطمی فوق دکترای روانشناسی از دانشگاه هاروراد آمریکا و دکترای روانشناسی از دانشگاه بریتیش کلمبیا و دانشگاه کالیفرنیا در حوزه های روان شناسی، زبان و خلاقیت است. وی در دانشگاه هاروارد امریکا و دانشگاه بریتیش کلمبیا تدریس می کند و با دانشگاه تهران و دامشگاه علم و صنعت همکاری آموزشی و پژوهشی دارد.
وی همچنین در دانشگاه فیتکس آمریکا، مدرسه عالی روانکاوی بُستن، دانشگاه آتابسکا، دانشگاه سی تی یونیورسیتی سیاتل و برخی دانشگاه های دیگر آمریکای شمالی تدریس کرده است.
دکتر فاطمی سمینارها و دوره های آموزشی گوناگونی را برای سازمان ها و مؤسسات در آمریکای شمالی، اروپا، و ایران در حوزه های روان شناسی مذاکره ف هوش هیجانی ، مدیریت تعارض، مهارت مذاکره ، تفکر خلاق، مهارت های فن بیان، و مهارت های بیت فرهنگی در آمریکای شمالی، اروپا و ایران برگزار کرده است.
از ایشان آثار متعددی به زبان های انگلیسی و فارسی در حوزه های روان شناسیف ارتباط، زبان و ارتباطات در آمریکا شمالی، اروپا و ایران به چاپ رسیده است.
وی عضو انجمن روانشناسی ایالات متحده آمریکا و عضو سازمان نظام روانشناسی جمهوری اسلامی ایران می باشد و در حوزه های مختلف  درمان و مشاوره فعالیت دارد.

+ نوشته شده توسط امیر ابوالفتحی در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 و ساعت 17:10 |

در سال 1337 در شهر اصفهان به دنیا آمد و در سال 1356 موفق به اخذ دیپلم در رشته ریاضی شد. در سال 1358 به حوزه علمیه اصفهان رفت و تا سال 1364 دروس مقدمات، اصول، شرح لمعه و متون دیگر عمومی را خواند. در این سال با ورود به حوزه علمیه قم و شروع رسائل و مکاسب از واحد آموزش عالی دفتر تبلیغات، لیسانس گرفت و سپس به تربیت مدرس دانشگاه قم راه یافت و همزمان با دروس حوزه در سال 1372 موفق به دریافت مدرک کارشناسی ارشد در رشته «الهیات و معارف اسلامی» شد.
در سال 1373 در دانشگاه تهران در رشته «علوم قرآن و حدیث»، مقطع دکتری و در دانشگاه امام صادق (علیه السلام) در رشته «فقه و اصول» در همان مقطع، پذیرفته شد اما به دلیل علاقه به رشته علوم قرآن به دانشگاه تهران رفت و در سال 1378 رساله خود را دفاع کرد. در طی این مدت به دروس حوزوی نیز کم و بیش مشغول بود. آنگاه در سال 1379 در گروه معارف اسلامی دانشگاه تهران که هم اکنون یکی ازگروههای دانشکده الهیات است، به عنوان عضو هیئت علمی مشغول به کار شد که هم اکنون نیز ادامه دارد.تدریس در موضوعات: اصول، فلسفه، علوم قرآن، حدیث، تفسیر (به ویژه تفسیر تطبیقی) در حوزه و نیز تدریس علوم قرآنی، حدیث و تفسیر در دانشکده اصول الدین و مدارس مرکز جهانی علوم اسلامی و تدریس اخلاق، متون اسلامى، معارف در دانشگاهها بخشی از فعالیتهای علمی ایشان محسوب می شود که هم اکنون نیز ادامه دارد. مدتی با پژوهشکده حوزه و دانشگاه و نیز شورای برنامه ریزی مرکز جهانی همکاری داشته و هم اکنون نیز در رتبه ی  "استاد" عضو گروه معارف اسلامی دانشگاه تهران می باشد.

+ نوشته شده توسط امیر ابوالفتحی در چهارشنبه دهم اسفند 1390 و ساعت 16:31 |
خدایا رحمتی کن تا ایمان ، نام و نان برایم نیاورد
قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم
تا از آنها باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند
نه از آنها که پول دین می گیرند و برای دنیا کار می کنند.
+ نوشته شده توسط امیر ابوالفتحی در یکشنبه سی ام بهمن 1390 و ساعت 16:59 |
الگوواره یا پارادایم، سرمشق و الگوی مسلط و چارچوب فکری و فرهنگی است که مجموعه‌ای از الگوها و نظریه‌ها برای یک گروه یا یک جامعه شکل داده‌اند. هر گروه یا جامعه، «واقعیات» پیرامون خود را در چارچوب الگوواره‌ای که به آن عادت کرده تحلیل و توصیف می‌کند.

الگوواره‌هایی که از زمان‌های قدیم موجود بوده‌اند از طریق آموزش محیط به افراد، برای فرد به صورت چارچوب‌هایی «بدیهی» در می‌آیند.

واژهٔ پارادایم (Paradigm) نخست در سده پانزدهم و به معنی «الگو و مدل» مورد استفاده قرار گرفت. از سال ۱۹۶۰ کلمه پارادایم به الگوی تفکر در هر رشته علمی یا دیگر متون شناخت شناسیگفته می‌شود.


 لغت نامه مریام ویستر : این واژه را چنین تعریف می‌کند: «یک چارچوب فلسفی و نظری از یک رشته یا مکتب علمی در کنار نظریه‌ها، قوانین، کلیات و تجربیات به دست آمده که قاعده‌مند شده‌اند». به طور کلی چارچوب نظری و فلسفی از هر نوع.

بر اساس ایده کوهن، پارادایم آن چیزی است که اعضای یک جامعه علمی با هم و هر کدام به تنهایی در آن سهیم هستند. مجموعه‌ای از مفروضات، مفاهیم، ارزش‌ها و تجربیات که روشی را برای مشاهده واقعیت جامعه‌ای که در آن سهیم هستند (به ویژه در رشته‌های روشنفکرانه) ارائه می‌کند. بر اساس ایده کوهن، پارادایم اصطلاح فراگیری است که همه پذیرفته‌های کارگزاران یک رشته علمی را دربر می‌گیرد و چارچوبی را فراهم می‌سازد که دانشمندان برای حل مسائل علمی در آن محدوده استدلال کنند. کوهن معتقد است پارادایم یک علم تا مدت‌های مدید تغییر نمی‌کند و دانشمندان در چارچوب مفهومی آن سرگرم کار خویش هستند. اما دیر یا زود بحرانی پیش می‌آید که پارادایم را درهم می‌شکند و دگرش علمی به وجود می‌آید که پس از مدتی پارادایم جدیدی به وجود می‌آورد و دوره‌ای جدید از علم آغاز می‌شود.

کوهن تئوری جاری را پارادایم نمی‌نامد، بلکه جهان‌بینی موجود را که آن نظریه در قالب آن شکل گرفته و همه کاربردهایی که از آن حاصل شده‌است را پارادایم می‌نامد.

امیر ابوالفتحی

+ نوشته شده توسط امیر ابوالفتحی در شنبه یکم بهمن 1390 و ساعت 16:56 |
اعتقاد مذهبی، اعتقاد به یک رمز بزرگ، شاهفنر تحقیات بزرگ علمی است. اینشتین



امیر ابوالفتحی

+ نوشته شده توسط امیر ابوالفتحی در دوشنبه بیست و ششم دی 1390 و ساعت 15:45 |
مردي خدمت امام صادق(ع) عرض كرد: در ميان مخالفين شما كه ولايت شما را قبول ندارند، افرادي هستند كه بسيار خوبند، صادق و امينند. اهل عبادت و خضوع و خشوعند.
آيا اينها از اعمالشان بهره اي نمي برند؟

امام قصه اي براي او نقل كردند و فرمودند: در بني اسرائيل مردي عابد و زاهد بود، مشكلي برايش پيش آمد. چهل شبانه روز مشغول عبادت شد و از خدا تقاضاي حل مشكل كرد و نتيجه اي نگرفت!


خدمت حضرت عيسي(ع) آمد كه نبي و ولي زمان بود. گفت: آقا عجيب است! من چهل شبانه روز عبادت كردم و خدا خدا گفتم ولي مشكلم حل نشد! از شما تقاضامندم دعايي درباره من بفرمايي تا مشكل من حل شود و بفهمم گير كار من در كجاست و سر بي اعتنايي خدا نسبت به دعاي من چيست؟

حضرت عيسي(ع) نمازي خواند و دست به دعا برداشت. خطاب آمد به اين مرد بگو: از آن دري كه من باز كرده ام رو به من نمي آيي! من نبوت و ولايت عيسي(ع) را، راه بندگي بندگان خود قرار داده ام و تو از راه ديگر مي روي و هرگز به هدف نمي رسي! اگر آن قدر بنالي كه رگ گردنت قطع شود، اجابتت نخواهم كرد!

حضرت عيسي(ع) رو به او كرد و گفت: مگر تو در نبوت من شك داري؟ او شرمنده شد و گفت: بله، تاكنون در نبوت شما ترديد داشتم و اينك توبه كردم و ايمان آوردم.

امام صادق(ع) پس از نقل اين قصه فرمود: «كذلك عن اهل البيت لايقبل الله عمل عبد و هو يشك فينا» (بحارالانوار، ج27، ص191)

ولايت اهل بيت نيز چنين است. عبادت هيچ عبادت كننده اي مقبول درگاه خدا نخواهد شد مگر اينكه از در ولايت ما وارد گشته و با هدايت ما رو به خدا برود و شك و ترديد در امر ولايت ما نداشته باشد.
1- صفير هدايت، 45، توبه

+ نوشته شده توسط امیر ابوالفتحی در شنبه بیست و چهارم دی 1390 و ساعت 19:58 |
«حمزه یک قهرمان است که براى پیروزى و شکستن دشمن رفته، شکست خورده و کشته و شهید شده است… حمزه و سایر مجاهدان براى پیروزى آمده بودند – البته با احتمال این که اگر هم شده، – و هدفشان پیروزى و شکستن دشمن بود… بنابراین شهید حمزه‏اى و شهادت حمزه‏اى، عبارت است از مردى و کشته شدن مردى که آهنگ کشتن دشمن کرده است.”

از : دکتر علی شریعتی  /توسط: امیر ابوالفتحی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر ابوالفتحی در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 و ساعت 22:30 |
خدایا : مرا همواره اگاه وهوشیار


دار


تا پیش ازشناختن درست وکامل


کسی قضاوت نکنم...


شریعتی

+ نوشته شده توسط امیر ابوالفتحی در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 و ساعت 22:27 |
آن چه در کویر می روید، گز و تاق است. این درختان بی باک صبور و قهرمان که علی رغم کویر، بی نیاز از آب و خاک و بی چشم داشت نوازشی و ستایشی و از سینه خشک و سوخته کویر به آتش سر می کشند و می ایستند و می مانند.


امیر ابوالفتحی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر ابوالفتحی در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 و ساعت 22:21 |
بارالها!
در پيشگاه تو ايستاده ام،
و دستهايم را بسوى تو بلند كرده ام،
آگاهم كه در بندگى ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى ات سستى كرده ام،
اگر راه حيا را مى پيمودم از خواستن و دعا كردن مى ترسيدم...
ولى … پروردگارم!
آن گاه كه شنيدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى خوانى ،
و آنان را به بخشش نيكو و ثواب وعده مى دهى ،
... براى پيروى ندايت آمدم،
و به مهربانى هاى مهربانترين مهربانان پناه آوردم.
و به وسيله پيامبرت كه او را بر اهل طاعتت برترى داده، و اجابت و شفاعت را به او بخشيدى ،
و به وسيله برترين زن،
و به فرزندانش، كه پيشوايان و جانشينان اويند،
و به تمامى فرشتگانى كه به وسيله اينان به تو روى مى كنند، و در شفاعت نزد تو، آنان را كه خاصان درگاه تواند، وسيله قرار مى دهند، به تو روى مى آورم.
... پس بر ايشان درود فرست،
و مرا از دلهره ملاقاتت درامان دار،
و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده،
پيشاپيش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و ديدن تو مى شود قرار دادم
اگر با اين همه، خواسته ام را رد كنى ، اميدهايم به تو به يأس مبدّل مى گردد،
همچون مالكى كه از بنده خود گناهانى ديده و او را از درگاهش رانده،
و آقايى كه از بنده اش عيوبى ديده و از جوابش سر باز مى زند.
واى بر من اگر رحمت گسترده ات مرا فرانگيرد،
اگر مرا از درگاهت برانى ، پس به درگاه چه كسى روى كنم؟
اما... اگر براى دعايم درهاى قبول را گشوده، و مرا از رساندن به آرزوهايم شادمان گردانى ، چونان مالكى هستى كه لطف و بخششى را آغاز كرده، و دوست دارد آن را به انجام رساند، و مولايى را مانى كه لغزش بنده اش را ناديده انگاشته و به او رحم كرده است.
در اين حالت نمى دانم كدام نعمتت را شكرگزارم؟
... آيا آن هنگام كه به فضل و بخششت از من خشنود شده، و گذشته هايم را بر من مى بخشايى ؟
... يا آن گاه كه با آغاز كردن كرم و احسان بر عفو و بخششت مى افزايى ؟

توسط: امیر ابوالفتحی


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر ابوالفتحی در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390 و ساعت 12:57 |


Powered By
BLOGFA.COM